تبلیغات
اندیشه هایم - امام علی علیه السلام

درباره امام علی علیه السلام فکر می کنم:

امام علی علیه السلام تنها حقیقت جهان هستی است که همه اوصاف حق تعالی در او تجلی یافته و او توانسته است با موقعیتهایی که برایش فراهم آمده است همه آن صفات و اسماء حسنی را در حد فهم بشر، به ظهور برساند.

صفات حق تعالی در عین کثرت دارای وحدت است! اصلا حسنی بودن آن بخاطر همین وحدت است! صفات جمالی و کمالی او مکمل یکدیگرند! از بین برنده ابعادی عدمی همند. یکدیگر را آنچنان نو باران می کنند که همه نور محض می شوند طوری که هیچ تاریکی در آن نمی ماند.

فرض کنید کسی شجاعت و یا سخاوت و یا حلم و یا علم و یا ... دارد! این صفات دارای نوری موضعی با انواع تاریکی در اطراف خود هستند! شجاعت غرور می آورد و سخاوت عدم تقدیر و حلم، کُندی و نفاق و علم که حجابش اکبر است!

هر یک از صفات ارزشی وقتی با دیگر صفات ارزشی باشد، تازه هویت ارزشی مطلق پیدا می کند و الا ارزشی بودنش موضعی، مقطعی، سطحی، آنی، موردی، فردی، شخصی، محدود، مشروط و خلاصه ناقص و نارس است.

وقتی انسان کامل ترسیم می شود گفته می شود انسانی است که باید این گونه باشد و اگر موقعیتش فراهم شود این گونه است!

ولی در باره امام گفته می شود او انسان کامل بود و آن کامل بودن را اثبات نمود و البته کامل تر از امام، پیامبر بود ولی فرصت اثبات آن را نیافت! و نباید می یافت زیرا پیامبر مخالف نداشت و همه به او معتقد بودند، این امام بود که نیاز به اثبات همه جانبه خود داشت تا برای مخالفینش عذری نماند.

بر این اساس تنها این امام بود که مخالفینش از هر حربه برای مخالفت با او بهره بردند و خداوند لازم دید تا همه جلوه ربوبی خود را در امام به ظهور برساند تا اسلامی را که آخرین دین و مهمترین دین بود، نگه دارد، رشد دهد و آیندگان تا روز قیامت بتوانند از آن بهره ببرند.

و این چنین شد که امام تجسم حجت کامل خداوند شد. حجت به دلیلی می گویند که مخالف را مغلوب می کند. و غافل را متوجه گرداند و البته جاهل را نیز عالم سازد.

در هیچ زمان جبهه شیطان اینقدر قوی وارد صحنه نشد که در صدر اسلام وارد شد! جبهه ای که همه امکانات خود را بسیج کرد تا اسلام محمدی ریشه نکند و اسلام اموی را جایگزینش سازد. و لذا باید جبهه الهی نیز با همه قد، قد بر می افراشت و این مهم با بروز و ظهور امام علی شکل گرفت!

این چنین است که اعتراف به امام و تصدیق وی، تصدیق همه حق با همه تلخی آنست!

و لذاست که اعتراف به ولایت امام، سبب جای گرفتن هر موجودی در رتبه وجودی خاص خودش شده است. رتبه ای که استحقاق آن را دارد:

آن زمانی که خداوند همه موجودات را احضار نمود بی آن که هنوز رتبه وجودی یافته باشند و تنها با حقیقت هستی خود - و نه چیستی خود - حضور یافته بودند، حقیقت علوی را به آنان نشان داد و موجودات بسته به این که اعتراف به این حقیقت نمودند یا ننمودند و یا وقتی اعتراف کردند با چه شتابی این اعتراف را نمودند، رتبه وجودی آنها معلوم شد و از اشرف انبیاء این رتبه آغاز شد تا پستترین انسان و جن و در این میان همه فرشتگان و انسانها و حیوانات و نباتات و جمادات و حتی مفاهیم جای گرفتند.

علی، هسته ی هستی است! و پوسته ی آن!

علی، بوسه هستی است و اخم آن!

علی، همه چهار فصل هستی است!

علی، همه مهر و قهر خداوند است!

علی ترازوی سنجش همه چیز است! همه چیز!

پس علی:

قسیم الجنة و النار است!

و در عبارتی دقیق تر بنابر آنچه در روایات آمده است:

علی دورزخیان را مشخص می کند و پیامبر بهشتیان را!





نوع مطلب :
برچسب ها : عالم ذر، معنای اقرار به ولایت، قسیم الجنه و النار، علی هسته و پوسته هستی، تفاوت امام و پیامبر، حجت کامل خداوند،
لینک های مرتبط :
جمعه 11 مرداد 1392 03:56 ب.ظ
سلام علیکم

بر طبق آنچه گفته شد، در صدر اعتراف کنندگان به حقیقت علوی، پیامبر اکرم قرار دارد و در درجه دوم علی (ع).

در مورد نسبت علی (ع) با حضرت رسول (ص) کمی توضیح بفرمایید؟
سید علی روح بخش


سلام علیکم
در ابتدای کتاب حقیقت علی علیه السلام توضیح داده ام که چگونه امام علی عرش و مدیر الهی است و پیامبر کرسی و علم الهی است!
جمعه 11 مرداد 1392 03:38 ب.ظ
سلام علیکم

منبع حدیث آخر را لطفا ذکر کنید و توضیح کمی بیشتر بفرمایید.
سید علی روح بخش


سلام علیکم
آنها که ایمان به پیامبر می آوردند اهل بهشتند جز آنها که در ایمان صادق نبوده اند و منافق هستند.
عدم صدق پیروان ظاهری پیامبر را امام علی مشخص می کند! اوست که می داند چه کسی به ولایت ایشان تن نداده است! و منافقان در جایی پایین تر از دوزخ قرار دارند.
پنجشنبه 10 مرداد 1392 05:18 ب.ظ
سلام، طاعات قبول!
یک سوالی داشتم:
در حدیثی از امام علی(ع) نقل شده:
ملاک و میزان دیندار، راستی و باور آگاهانه- یقین- است!
سوال:
یعنی تنها میزان و ملاک دینداری راستی و یقین است؟
راستی و یقین در حدیث به چه معنا است؟
سید علی روح بخش


سلام طاعات شما هم قبول باشه!
اگر متن عربی حدیث را ذکر می نمودید بهتر بود!
صدق و راستی یعنی آنچه می گوید راست باشد و یقین یعنی آنچه را هم که می اندیشد، از نظر خود راست باشد!
گاهی انسان مطلبی را که راست می گوید ولی خود به راستی آن معتقد نیست و گاهی هم به راستی معتقد است ولی خلاف آن را می گوید!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

سلام علیکم خوش اومدین


تماس با ما