تبلیغات
اندیشه هایم - پاسخ به چند سؤال

ارسالی: ؟؟؟

جمعه 22 آذر 92 21:22

سلام

چندین سوال هست که ممنون میشم وقت بگذارید و جواب بدید!

سؤال اول: مگر نه اینکه خداوند همه انسان ها را با یک فطرت و با یک هدف مشخص آفریده، این تفاوت های آدمی از کجا سرچشمه می گیره؟چه می شود که یکی هابیل و دیگری قابیل می شود ؟ این خوب بودن و بد بودن ها از کجا سرچشمه می گیرد؟

پاسخ سؤال اول: تفاوتها از حسن اختیار و سوء اختیار انسانها نشأت می گیرد! و این اختیارهای خوب و بد زیاد و زیادتر می شود تا جایی که به قول قرآن خطاهایش بر او (یعنی بر فطرت او) احاطه پیدا می کند. و این احاطه خطاها از کسب سیئه آغاز می شود! گام بگام شیطان به او نزدیک می شود و او بدون این که به دستورات و توصیه های خداوند پناه ببرد، شیطان را بر خود مسلط می سازد!

سؤال دوم: چه می شود که آدمی به مرحله ای می رسد که انگار حقیقت را انکار می کند؟ یعنی فطرتش حقیقت گریز میشود ، چطور میشود این فطرت را بازیابی کرد؟

پاسخ سؤال دوم: البته هیچ وقت فطرت حقیقت گریز نمی شود بلکه زیر خاکستر غفلت دیگر صدایش به گوش نمی رسد!

حقیقت بخودب خود تلخ نیست ولی وقتی همه ذائقه ها بر اساس باطل بنا می شود، دیگر کامی که باطل را شیرین انگاشته است، معلوم است حقیقت برای او تلخ می شود!

توبه نمودن راه بازیابی فطرت است! توبه به معنای بررسی چرایی انجام گناهان است! بعد از بررسی تغییراتی که در سبک زندگی لازم است باید اعمال شود تا دوباره انسان به مسیر برگردد!

سؤال سوم: شک کردن های وجود آدمی، عدم یقین ها را چه طور میشود به یقین قلبی تبدیل کرد ؟

پاسخ سؤال سوم: اگر گزاره هایی که در مباحث معرفتی به ما عرضه می شود بدرستی مورد ارزیابی و تحلیل قرار گیرد و بعد تصدیق شود، قطعا این زمینه ای خواهد شد تا نسبت به آنها باور ایجاد شود! یقین بعد از تصدیق است و تصدیق بعد از تحلیل است!

وقتی گزاره های معرفتی بدون این که بدرتسی تحلیل شوند، تصدیق می شوند، نمی توانند به احساس انسانها رسوخ کنند در نتیجه همیشه در معرض تزلزل و تردید قرار می گیرند!

سؤال چهارم: و مورد بعدی حدیثی از پیامبر هست که نقل مضمون آن به این صورته : برترین مردمان کسانی هستند که به سبب خواندن خطی ایمان می آورند و ... به فرض اگر کسی در کشوری که مسلمان نیست به دنیا بیاید چطور موحد میشود؟ بیشتر عقل او را راهنمایی میکند یا احساس؟ حتی اگر فرد در کشور مسلمان به دنیا بیاید و بخواهد فارغ از سنت پیشگیری روش پدر مادر خود دینش را انتخاب کند چطور میتواند ایمان بیاورد؟

پاسخ سؤال چهارم: منظور از حدیث فوق این است که کسانی در آینده خواهند آمد که بدون این که پیامبر را دیده باشند تنها با تدبر در قرآن آن را معجزه الهی دیده و به پیامبر و به اسلام ایمان می آورند.

برای تحقیق در مسائل اعتقادی باید در کنار التزام عملی به اسلام، بررسی جامعی درباره این مسائل شروع نمود! ولی اگر قرار باشد، التزام عملی کناری گذاشته شود، شیطان نخواهد گذاشت تا مسیر تحقیق بخوبی پیش رود.

سؤال پنجم: مورد آخر

در جواب کسی که می گوید خدا که به ما نیاز ندارد و درمورد چرایی آفرینش خودش در این دنیا سوال میکند چطور باید جواب داد؟

پاسخ به سؤال پنجم: آفرینش لطف است و خداوند لطف می کند چون کریم است و کریم برای لطف کردنش دنبال علت نیست!

البته کسانی مدام سؤال می کنند چرا خداوند ما را خلق نموده است که از زندگی خود راضی نیستند و آفرینش خود را لطف در حق خود نمی دانند. بلکه فکر می کنند با آفریده شدنشان دچار زحمتهایی زیادی شده اند!

لذا پاسخ به سؤال فوق در حد یک خط و یا بیشتر نمی تواند مشل آنها را حل کند! بلکه باید بیتشر با این افراد درباره نحوه مدیریت زندگی صحبت نمود و این که چگونه می شود از تهدیدهای زندگی فرصت ساخت و از فرصت به بهترین نحوی سود جست!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 دی 1392 10:29 ب.ظ
2-با اینکه هوو داشتن پیشترها یه امر عادی بوده و خانوم ها درواقع با مبارزه با حسادت هاشون جهاد می کردن و امتیاز برا آخرتشون میگرفتن، و تفکرات فمنیستی اومده خیانت رو چندهمسر بودن تعریف کرده و قبح پیداکرده هوو داشتن، با این طرز تفکر، مشکلی ندارم. منطق قابل قبولی داره برام

اما این سوال برام پیش اومده اگه هوو داشتن زمینه ی کسب کمالات انسانی بوده چرا بانوان بزرگ، هوو نداشتن؟
اینکه گفته میشه امام علی به احترام شان حضرت زهرا یا پیامبر به احترام حضرت خدیجه یک همسر داشتن، خب این چه نوع احترامه؟ فقط احترامیه مخصوص اینها؟ و نمیشه تعمیمش داد به آدم های دیگه که اگه کسی همسری هم کفو خودش داشته باشه که باهاش زندگی در آرامش داره، خب به احترام این همسر، اقدام به ازدواج مجدد نکنه؟

اگه قابل تعمیم نیس، لطفاً کامل توضیح بدین چرا تفاوت در این دو زوج از کجا ناشی میشه؟
فقط بخاطر انسان کامل بودن زوج اوله؟

چون به نظرم اگه چند خانوم بزرگ هوو داشتن، قبح داشتن هوو به سادگی با چند نظریه القاشده از سوی تفکر فمنیست، ایجاد نمیشد
سه شنبه 3 دی 1392 10:22 ب.ظ
سلام علیکم
خدا قوت
اگه یه وبلاگ اینجا داشتم مدیر سایتشو کلافه میکردم بس که انتقاد میکردم چرا امکان کپی پیست در قسمت نظرات نیس

دوسوال دارم:
1-اینکه مردهاعموماًقدرت بدنی بالاتری از خانوم ها دارن برام قابل درکه اما چیزی که در واقع می بینیم اینه که در مواردی خانوم ها بنیه بدنی بیشتری دارن
اینکه موقع بیماری خیلی زودتر از پا میفتن آقایون
و اینکه درد بچه داری مسلماً براشون غیر قابل تحمله
و موارد این چنینی، این سوال رو تو ذهنم ایجاد کرده که آیا این دلالت بر ضعف در آقایون نمیکنه؟
قدرت بالاتر آقایون از چه نظربراشون مدنظر هست که خصیصه ای بخواد براشون باشه برا تحمل وظایف سنگین تر؟
یکشنبه 24 آذر 1392 01:14 ق.ظ
ممنون میشم جمله آخرتون رو کمی توضیح بدید
تبدیل تهدیدهای زندگی به فرصت
سید علی روح بخش

تهدیدهای زندگی همون محدودیتهای زندگی هستند که انسان را در مسیری سوق می دهند که صلاحش در آن است! هر چند بر خلاف ایده ها و آرزوهایش باشد!
سوء اختیار و حسن اختیار مبنای آن فقط و فقط اراده انسان است! اراده قدرت انسان است و بطور کامل تحت تأثیری چیزی قرار نمی گیرد!
به عناوین مقدرات الهی و جبر و اختیار مراجعه کن!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

سلام علیکم خوش اومدین


تماس با ما