تبلیغات
اندیشه هایم - نقش دین

سلام علیکم عزیزان!

شهادت امام جعفر صادق علیه السلام را تسلیت عرض می کنم. به همین مناسبت مطلبی برایتان نوشتم. امیدوارم مفید واقع شود.

هر انسانی دارای نفس است. نفس یعنی خود.

«خود» هر انسانی مجموعه نظریات و عواطف و رفتارهای اوست.

نظریات، مجموعه قضاوتهای انسان درباره پدیده های پیرامونی است.

عواطف، همان نظریاتی است که باور شده اند و احساسات انسانها را در اختیار گرفته اند.

رفتارها، همان عواطف و باورهایی است که خود را در رفتارهای انسان نشان می دهند.

مرکز این سازه و این مثلث، «جزا» است! جزا یعنی همان «دین». یعنی ارزش گذاری!

هر انسانی با نفسش متفاوت از انسان دیگر می شود. یعنی با نوع ارزش گذاریش. دو انسانی که از هر نظر هم «نفس» هستند، یعنی هم «فکر» هستند، هم «سلیقه» هستند، رفتارهایشان شبیه هم هست، در برخورد نظری، عاطفی و رفتاری نسبت به یک پدیده یکسان برخورد می کنند.

مثلا  پدیده غیبت و بدگویی را نظر بگیرید. بدگویی بسته به فردی که بدگوییش می شود و نیز محتوای بدگویی، می تواند زشتی متفاوتی داشته باشد. زشتی که تا هفتاد زنا برابری کند. مانند خوردن گوشت مرده برادر باشد. آن دو انسانِ هم «نفس»، دارای یک ارزشگذاری در رابطه همه مراتب زشتی بدگویی هستند.

با این مقدمه مشخص می شود که دین چیست: دین هر کس، ملاکات ارزش گذاری او را تشکیل می دهد. پس هر کسی دینی دارد.

اگر تا اینجا را قبول دارید برویم به مرحله بعد!

آیا ارزشگذاری که نفس را تشکیل می دهد، نقطه مقابلی از واقعیت را دارد؟ آیا واقعیتی هست که بتوان به کمک آن واقعیت نفس را به قضاوت نشست؟ قضاوت کرد که این نفس چقدر آینه واقعیت است و چقدر دست ساز خودش هست؟

این که انسانها با هم بحث می کنند و یکدیگر را درباره نفسهایشان مورد قضاوت قرار می دهند و یکی را ستایش و دیگری را نکوهش می کنند، معلوم است که واقعیتی است که نفس را با آن واقعیت می سنجند.

پس واقعیتی وجود دارد و بر اساس همین واقعیت، انسانها از نفسشان دفاع می کنند. یعنی می گویند ما آنچه را که می اندیشیم و باور داریم و بر طبق آن رفتار می کنیم یک بایسته و ضرورت است. هر کس مثل ماست بر حق است و هر کس غیر ماست بر باطل. حق و باطل، نشان بودن «واقعیت» برای همه ارزشگذاری هاست!

خب این واقعیت را چه کسی باید به ما نشان دهد؟ یقینا به آدمها در این رابطه نمی شود اعتماد کرد! زیرا آنها نفس خود را آینه واقعیت می دانند. هر که از آنها تندتر باشد می گویند: «تندرو» و هر کی از آنها کندتر باشد می گویند: «کندرو»! خودشان را صراط مستقیم می دانند و غیر خودشان را متهم به افراط و تفریط می کنند.

وقتی نشود به آدمها اعتماد کرد پس باید چه کرد؟ چه کنیم تا بتوانیم وهم را از واقعیت تشخیص دهیم؟ که بر اساس آن نفسمان را از وهم پیرایه کنیم. یعنی همان تزکیه! همان هَرَس. زدودن اضافی ها، هرزه ها، آفت ها، تا به شاخه های مفید، نیروی بهتری برسد. تا قسمتهای واقعی نفسمان رشد کند. تا اگر نسبت به پدیده ای نظری درست داریم، بتوانیم آن را باور کنیم و بعد رفتاری مناسب با باورمان داشته باشیم. باید چه کرد؟

این که ما همیشه تنها با قسمتی از واقعیت آشناییم و این که این مقدار آشنایی هم همه اش با باور همراه نیست و در نتیجه در رفتار تفاوت کمی با کسانی داریم که از نظر فکری مخالف با ما هستند، همه اش بخاطر این است که قسمتهای وهمی و هرزه نفسمان، نمی گذارد تا نیروی درستی به قسمتهای واقعی برسد. تزکیه یک ضرورت است!

چه کسی باید ما را تزکیه کند؟ آیا آن کس غیر خداوند است؟! او ما را آفریده است و می داند چه چیز نفس ما را وسوسه میکند. (سوره ق آیه 16) او را دچار وهم می سازد. آنچه را که نیست، هست و آنچه را که هست، نیست می نماید. لباس حق بر تن باطل و لباس باطل بر تن حق.

و خداوند توسط انبیاء و اوصیاء آنها واقعیت ارزشها را به ما می نمایاند. و دینِ ما را، سراسر تسلیم واقعیت می کند.

و غیر از اسلام دینی مورد پذیرش خداوند نیست. وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ (آل عمران: 85).

آیا آیه فوق را تصدیق می کنید؟ بعد از تلاوتش می گویید: «صدق الله العلی العظیم»؟ من که با همه وجودم می گویم:

«صدق الله العلی العظیم». اگر شما هم می گویید در بخش نظرات بنویسید:

«صدق الله العلی العظیم» تا خداوند این تصدیق ما را آغازی برای تغییری سترک در تهذیب و تزکیه نفسمان قرار دهد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 12:49 ق.ظ
Very great post. I just stumbled upon your weblog and
wished to mention that I have truly enjoyed browsing your weblog posts.

In any case I will be subscribing in your rss feed and I am hoping you write again soon!
جمعه 23 مرداد 1394 08:35 ب.ظ
صدق الله العلی العظیم. بسیار عالی بود درود خداوند برشما .
دوشنبه 17 شهریور 1393 12:22 ق.ظ
"صدق الله علی العظیم"
اما یک سوال برایم ماند، چرا خواستید اینجا بنویسیم چرا مثلاً نگفتید در دل این را بگوییم یا مثلاً هرجای دیگری بنویسیم؟
سید علی روح بخش

تصدیق که یکی از ارکان ایمان است عملی است زبانی!
سه شنبه 11 شهریور 1393 06:54 ب.ظ
صدق الله العلی العظیم .همه گفتار خدا وند را تصدیق میکنم.سودش را باهمین تصدیق خواهم برد؟خیلی عالی وساده وقابل فهم ایینه وار.برای دل های ماهم دعاکنید که ایینه شودواین حقایق زا معکوس کند
سید علی روح بخش

اگر صدق الله را بعد از تدبر بگویید یقینا خداوند را نه تنها با قلب خود که با زبان خود نیز ستوده اید! و چه کاری بهتر و شیرین تر از ستایش خداوند؟!
یکشنبه 9 شهریور 1393 02:42 ب.ظ
صدق الله العلی العظیم
سید علی روح بخش

خداوند عاقبت شما را ختم به عبادت و شهادت کند!
یکشنبه 9 شهریور 1393 02:37 ب.ظ
صدق الله العلی و العظیم
خیلی استفاده کردم
متشکرم
سید علی روح بخش

از این که مطلب قابل استفاده ای خداوند بر قلمم جاری نمود از او و از شما که استفاده نمودید متشکرم!
دوشنبه 3 شهریور 1393 01:28 ب.ظ
صدق الله العلی العظیم
سید علی روح بخش

ان شاء الله عاقبتت ختم به ذکر و تفکر باشد!
یکشنبه 2 شهریور 1393 03:40 ب.ظ
صدق الله العلی العظبم
سید علی روح بخش

ان شاء الله آخرین سخنتان در دنیا لا اله الا الله باشد!
شنبه 1 شهریور 1393 02:39 ب.ظ
صدق الله العلی العظیم.
خیلی مفید بود!
خدا خیرتون دهد.
سید علی روح بخش

خداوند به شما هم خیر کثیر عنایت کند!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

سلام علیکم خوش اومدین


تماس با ما